X
تبلیغات
رایتل
























>>>~ انعکاس آب ~<<<

! هنوز هم نمی دانم هر سال که می گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش  قصد سفر به آلمان میکنه   
 وهمسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها میکنه  
خلاصه  
همسرغضنفر گفت : حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟  
غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....  
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من  خوندن !!!!!!!!!!!!!!!!!
غضنفر گفت :من برای تو نقاشی میکنم ...  
تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟    
خلاصه  
غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..   
این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟  
.
.
.
.
.
.
.
  
 
.
.
.
شما چیزی فهمیدید !!!!!!!
من که نفهمیدم
این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده   
حال ترجمه از زبان همسرش    
خط اول :حالت چه طوره زن ؟      
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟    
خط سوم : مادرت چه طوره ؟     
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!      
خط پنجم : فقط برگردم خونه....     
خط ششم : می‌کشمت     
خط هفتم :غضنفر از آلمان...
نوشته شده در 16 آبان 1389ساعت 00:14 توسط دختر پاییز نظرات (3)


Design By : Pichak