X
تبلیغات
رایتل
























>>>~ انعکاس آب ~<<<

! هنوز هم نمی دانم هر سال که می گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم می شود

بالیوودی نیست هالیوودیه!

 

شاهرخ  خان در فیلم  زیبای  اوم شانتی اوم   

 برای من که فیلم بسیار جالبی بود ،شما رو نمیدونم ... اگه طرفدار سینمای هالیوود هستین دیدن این فیلم زیبا رو بهتون توصیه میکنم ...  البته بگما فیلمه هندی بدون عیب و نقص وجود نداره که اگه داشته باشه دیگه فیلم بالیوودی نیست (هالیوودیه)!!! .این مساله بین همه جا افتاده و ام شانتی اوم هم از این قاعده  مستثنئ نیست..... 

این فیلم  زیبا و فراموش نشدنی(البته با همون نقصها)  از پر فروش ترین ها در سال۲۰۰۸  به کارگردانی فرح خان  محسوب میشه و، با هنرمندی ستاره سینمای بالیوود شاهرخ خان .......... 

 یه بار دیگه شاهرخ خان از خود اثری به یاذ ماندنی  خلق کرد و با بازی زیباش تونست جایزه بهترین نقش اول مرد رو تو این فیلم از ان خودش کنه .البته اینم بگم دیپیکا هم نقشش رو خیلی خوب ایفا کردو اونمتونست جایزه نقش اول زن رو بگیره!!! 

این فیلم علاوه برداستان بسیار زیباش اهنگهای خیلی قشنگی هم  داره مخصوصا 

 اهنگ مه اگر کهون... که هر وقت گوشش میدم دلم میگیره.  

اگر دلتون بخواد یه کمی از خلاصه داستان براتون میگم:

ام ( شاهرخ خان ) فردی که آرزو داره روزی یک بازیگر بزرگ بشه ،عاشق شانتی ( دیپیکا پادوکون ) هنرپیشه معروف و زیبای اون زمان میشه و همیشه با رویای اون زندگی میکنه و از خداشه یه بارم که شده شانتی رو از نزدیک ببینه... 

خلاصه اینکه یه روز بخت باهاش یار میشه و اوم دور از چشم دیگران میره که به شانتی حرف دلشو بگه که میبینه شانتی داره با موکش ( آرجون رامپال ) صحبت میکنه و از بین حرفاشون اوم میفهمه که ای دل غافل ...   

    شتر در خواب بیند پنبه دانه                                    گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه   

به نظر من خودتون برید و بقیه فیلم و ببینید چون ممکنه سوتی بدم و آخرشو  بگم 

                                                    بازم بهم سر بزنید         

                                

نوشته شده در 7 آذر 1387ساعت 06:42 توسط دختر پاییز نظرات (5)

سلام  

 امروز اومدم که یه کمی از خودم براتون بگم ، نه که ادم خیلی مهمیم میخوام یه کمی از بیوگرافی خودم بگم. اذریم ،۳۰ سالمه،یه زلزله کوچولوی ۳ ساله از نوع مذکر دارم به اسم مهدی دارم که ۱۰۰ رحمت به زلزله ژاپن که هر چند سال یه بار اتفاق می افته ولی این زلزله کوچولوی من قضیش مثه اون مثل معروفه که میگه فلفل نبین چه ریزه ........خلاصه این که گاهی از شیطنتش اشکم در میاد ..  

  

 زلزله کوچولوی من آقا مهدی!

به نقاشی علاقه زیادی دارم و همینطور به خوانندگی . 

دلتون نخواد عاشق غذاهای خوشمزه هستم ،نه اینکه فک کنید شیکمو هستما اصلا از این فکرا نکنید که هیچ خوشم نمیاد کاملا مطمئن باشیدکه من اصلا و ابدا شکمو نیستم!  

واما بریم سر اصل مطلب! 

غم انگیزترین قسمت بیوگرافی من ...گفتم که آدم مهیم جدی نگرفتین تقصیر خودتونه!

 ................من..............دو...................تا.....................هوووووووووووووووووووو...............دارمممممممممممممممممممم..........

 

 بله درست شنیدید دوتا!دوتای دوتاها.باورکنین جدی می گم. 

یکیشون تو اتاق بالاییمون زندگی می کنه و یکیشونم تو حومه تهران  

 تازه اونی که تو حومه زندگی می کنه یه بچه هم داره!

 

 باور کنین جدی میگم می دونم الان  اشک تو چشاتون جمع شده و دلتون به حال مظلومیت من سوخته  اما خوب دیگه چه میشه کرد ..جفای روزگاره ...هییییییییییییییییی... 

نه اصرار نکنین نمیتونم بیش از این خاطر مبارکتونو مکدر کنم ...ههههوووومممممم؟؟؟!!! 

باشه حالا که اینقدر اصرار میکنید روتون و زمین نمیندازم و جام زهر رو سر میکشم و....

  

ادامه دارد  

 

نوشته شده در 4 آذر 1387ساعت 18:46 توسط دختر پاییز نظرات (2)

 خیلی بده آدم یه قولی به کسی بده و بعدشم  فراموشش کنه.این اتفاق برای همه می افته .خب طبیعیه!  آدم بار اولش رو میذاره رو حساب حواس پرتی .بار دومشو میذاره  رو حساب مشکلات زندگی .بار سومشو میذاره رو حساب فکر مشغولی.بار چهارمشو رو چی؟؟و بار پنجمشو رو چه حسابی بذاره؟؟!

نه اینکه بگم خودم آدم خوش قولیما !!! نه ولی دیگه اینجوری بد قول نیستم ویا به این راحتی قولی رو نمیدم که نتونم بهش عمل کنم.ولی همسر گرامی اینجوری نیستن.

مثلا اگه بگن الان میرم فلان کار رو انجام میدم...روی سه ساعت دیگه بلکم بیشتر باید حساب کنی.حالا فکر کن بگه فردا میرم فلان کار رو انجام میدم...فکر میکنی کی بره ؟ حتمآ میگی سه یا چهار ساعت بعد از فردایی که قول داده.... 

نه جانم...اگه بگه فردا دو هفته طول میکشه....حالا اگه بگه یه هفته ببین کی کار رو انجام میده و اگه قول یه ماه دیگه رو بده ببین چه شود.خلاصه که دیروز قرار بود نسخه آزمایش خون منو که مال سه سال پیش بود رو بده بنویسن تو دفتر چه . که آخرش به ناراحتی کشید...

اول اومد خونه گفت خیلی خسته ام.یه شیر قهوه گذاشتم جلوش.بعد گفت بچه رو حاضر کن با خودم ببرم. 

گفتم باشه.بعد گفت نه نمیخواد حاضرش کنی بیرون خیلی سرده خودم میرم .گفتم چشم! بعد گفت بذار یه چرت دو دقیقه ای بزنم بعد میرم .گفتم یه وقت خوابت میبره اونوقت نمی تونی بریا . 

گفت نه عزیزم...گفتم اوکی! دیگه داشتم کلافه میشدم.چون منظورشو از یه کم میدونستم .ولی باز با این حال چیزی نگفتم.رفتم و خودمو مشغول کار های خونه کردم.به خودم اومدم دیدم ساعت هشت شبه و جومونگ داره نشون میده. 

همسر گرامی هم همون موقع بیدار شدن.گفتم بگیر اینم دفتر چه بدو برو تا دیر نشده.میدونی چی گفت ؟! 

من که قراره فردا برم چشم پزشکی اینم میبرم میدم بهش تا برات تو دفتر چه بنویسهتصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com

نوشته شده در 30 آبان 1387ساعت 19:17 توسط دختر پاییز نظرات (1)

<<  1    ...    14    15    16    17    18  

Design By : Pichak